مهمترین ابتکار امام «جمهوری اسلامی» بود/ به برخی کسانی که احراز صلاحیت نشدند جفا و ظلم شد، جبران شود
رهبر انقلاب در سالروز ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) سخنانی را بیان کردند.
حضرت آیتالله خامنهای فرمودند: ۱۴ خرداد دیگری هستیم و فضای عمومی کشور آکنده از یاد و خاطره آن مرد بزرگ و شخصیت عظیم و آن رهبر بی جایگزین شد. آن دل عطوف، آن اراده پولادین، آن ایمان عمیق و روشن. آن خردمند حکیم و دوراندیش.
ایشان تاکید کردند: ملت ما و کشور ما امروز و تا آینده های دور به نگاهبانی از این یاد و خاطره عزیز احتیاج دارد.
اهم بیانات رهبری معظم را بخوانید؛
*امام ابتکارات زیادی داشتند اما مهمترین آن «جمهوری اسلامی» بود.
*این همان مردمسالاری دینی است که زیر عنوان جمهوری اسلامی رسمیت یافت و عنوان نظام برخواسته از فکر واراده ملت ایران و رهبری امام بزرگوار شد.
*در بین نظام های عالم هیچ نظامی را سراغ ندارم که به قدر جمهوری اسلامی پیش بینی زوال و نابودی و فروپاشی شده باشد. از روزی اولی که جمهوری اسلامی تشکیل شد بدخواهان و دشمنان و آنها که نمی توانستند این پدیده عظیم را هضم و تحمل کنندمی گفتند جمهوری اسلامی در ۲ یا ۶ماه دیگر یا یک سال دیگر از بین خواهد رفت.
*صداقت امام و قاطعیت ایشان و پیروزی های عظیم ملت در جنگ ۸ ساله و حوادث دیگر این همهمه ها را فروپاشاند و در اواخر عمر امام این همهمه ها وجود نداشت لکن بعد از رحلت امام دوباره بدخواهان جان و امید یافتند و ارزوهای خود را به صورت پیشگویی تکرار کردند.
*یک حزب فرسوده قدیمی و البته پرمدعا در سال ۶۹ بیانیه ای داد و اعلام کرد که جمهوری اسلامی در لبه پرتگاه است.
*چند سال بعد یک گروه دیگری اعلام کردند فرصتی اندک برای جمهوری اسلامی ایران باقی مانده است؛ قبل از اینها و بعد از اینها از سوی افراد و گروهها زیر سایه بیگانگان و دشمنان انقلاب این حرف ها بیان می شد و آرزوهای خود را در مورد پایان جمهوری اسلامی ایران به یکدیگر نوید می داند و آخرین بار هم آمریکایی های بزرگوار بودند که این حرف را می زدند و گفتند جمهوری اسلامی ایران ۴۰ سالگی را نمی بینند من به یاد ندارم در مورد هیچ نظامی این همه پیشگویی انجام شده باشد .
*کسانی که این پیشگوییها را میکردند نگاهشان به نظامهای برآمده از انقلابها بود. انقلابهایی که در آسیا،جنوب شرقی آسیا و حتی اروپا اتفاق افتاد؛ انقلاب کبیر فرانسه تقریباً ۱۵ سال بعد دچار سلطنت استبدادی محکمی شد که همان ناپلئون باشد. در سراسر دنیا هم همینطور. در ایران هم نهضت مشروطه با آن همه سرو صدا و شوق ایجاد شد و ۱۵ سال بعد از اینکه فرمان مشروطیت امضا شد کسی مثل رضاخان با آن دیکتاتوری عجیب و استبداد سیاه که از دوران قاجار به مراتب بدتر بود سر کار آمد.
*بعد هم در سالهای ۲۹ و ۳۰ نهضتی ایجاد شد و نفت ایران را از دست انگلیسها در آوردند یکی دوسال بعدش کودتا شد و محمدرضا یک استبداد دیکتاتوری پیچیده بسیار خطرناکی را برای مدت طولانی آغاز کرد. یعنی این حوادث اتفاق افتاده است. این حوادث در دنیا اتفاق افتاده و آنچه آنها انتظار می کشیدند با این نگاه بود الحمدالله این نظام نه تنها فرو نپاشید بلکه مقتدرتر شد و بر موانع غلبه کرد و پیش رفت.جا نزد و روز به روز استقلال خودش را آشکار کرد. توفیقات بزرگ به دست آورد. بر موانع غلبه کرد. چقدر موانع پی در پی بوجود آوردند؛ سیاسی،امنیتی، اقتصادی و… امروز جمهوری اسلامی هم توسعه یافتهتر از ۴۰ سال پیش است و از همه جهت جلوتر است به فضل الهی.
* این سؤال پیش میآید که راز این ماندگاری چیست؟ چرا جمهوری اسلامی با وجود این همه دشمنی به سرنوشت دیگر انقلاب ها دچار نشد؟ من عرض میکنم راز پرشکوه و افتخاربخش این نظام، همین دو کلمه است. یعنی جمهوری و اسلام. موجودی که از این دو کلمه ایجاد شده، باید هم پایدار بماند. هم مردم هست هم اسلام.
*کار بزرگ امام بزرگوار ما این بود که این فکر و نظریه جمهوری اسلامی را خلق کرد و آن را وارد میدان نظریههای سیاسی گوناگون کرد که در آن دوره نظریههای مختلف سیاسی شرقی،غربی در عرصه مسائل سیاسی وجود داشت.
*بعد به آن عینیت بخشید. صرف ایجاد یک نظریه نبود و آن را تحقق داد و نظام جمهوری اسلامی را بوجود آورد.
*امام رضوانالله تعالی علیه، انسان بزرگی بود از جهات مختلف از جمله از لحاظ دانش و معرفت دینی. پشتوانه ایجاد این نظریه و تحقق این نظریه معرفت عمیق او به اسلام بود. اسلام را میشناخت و میدانست که حاکمیت اسلامی مربوط به پیام اصلی اسلام است و اعتقاد عمیق او به مردم.
*امام به مردم و تواناییها و عزم آنها اعتقاد داشت. خاطرهها داریم. سال ۴۱ یک روز در درس بحث را به مسائل جاری کشاندند و گفتند اگر ما دعوت کنیم مردم این بیابان قم را پر خواهند کرد. کسی فکر نمیکرد بتوان مردم را با چنین کاری همراه کرد.
*هر دو بخش این نظریه؛ هم بخش اسلامی و هم بخش جمهوریاش را مربوط به اسلام میدانست و تسلط او و جامعیت او در فهم مسائل اسلامی این نظریه را در ذهن ایشان بوجود آورد. البته مخالفانی هم داشت. هم مسئله اسلامی بودن حکومت و هم جنبه مردمی بودن حکومت و مردمسالاری هر دوی اینها مخالفین سرسختی داشت. تا امروز هم مخالفینی هستند که نظراتی دارند که اشاره خواهم کرد.
*در مورد حاکمیت اسلام که نظام کشور باید با ارزشهای اسلامی اداره بشود در این مورد مخالفین سرسختی بودند. البته یک جور نبودند. یک دسته همین مذهبیهای سکولار بودند که میگفتند دین چنین حق و شأنی ندارد که نظام اجتماعی و مدیریت کشور را بهعهده بگیرد. دین برای نماز و روزه و کارهای قلبی است. برخی هم که اصلاً دین را افیون جامعه میدانستند و میگفتند نهتنها فایده ندارد بلکه مضر هم هست.
*یک دسته هم معتقدین به دین بودند و از موضع دفاع از دین میگفتند دین نباید آلوده به سیاست شود و دین کنار بنشیند و تقدس خودش را حفظ کند و وارد میدان سیاست نشود. اگر آدم درست درباره اینها قضاوت کند سکولارهای مذهبی هستند.
*یک تذکر ضروری وجود دارد. در جریان عدم احراز صلاحیت به برخی کسانی که احراز صلاحیت نشدند جفا و ظلم شد. نسبتهایی داده شد یا به خودشان یا خانوادهشان که واقعیت نداشت. خانوادههای محترم و عفیف که مواجه با چنین نسبتهایی شدند. گزارشهای خلافی بود که بعد هم مشخص شد که خلاف است. ولی در فضای مجازی پخش شد. اینکه میگویم فضای مجازی رهاست همین است. حفظ آبروی افراد جزء بالاترین وظایف است. مطالبه من از دستگاهها این است که جبران کنند. مواردی درباره خانواده و فرزند کسی داده شده که بعد معلوم شده که غلط است. این را جبران کنند.
*خدا ما را از هتک حرمت مومن و تخلف از وظایفان محفوظ بدارد. خداوند امام ما را در برزخ و قیامت با اولیاء محشور بفرماید. خداوند انشاءالله این انتخابات را برای ملت ایران خیر قرار دهد و دشمنشکن قرار دهد که انشاءالله همینطور هم خواهد شد.